![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب ![]() ![]() Powered By :JustPersian
![]() Powered By :JustPersian
نویسندگان
آرشیو مطالب
مهر 1388
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آرشیو موضوعی
عکس هنری
کد اهنگ گفتگوی هنری زنگی نامه بازیگران خبرهای جدید هنری جشنواره فیلم فجر اموزشگاه اینترنتی قاب کوچک جستجو
پیوندها
مشخصات شخصی علیرضا عبدالهی
هرچه که میخواههید اینجاست قاب کوچک هنر هنر 2 هنر 3 هنر 4 هنر 5 هنر6 سینمایی دایره زنگی ابزار ابزار .... اپلود موسیقی وبلاگ پسر سپاهانشهر ابزار007 اپلود تصویر و فایل صوتی و تصویری کتابهای الکترونیکی سایتهای ارسال کننده اس ام اس رایگان سایت شخصی سینما دانلود فیلمنامه سینمای حرف ای جهان فیلمنامه مذهبی مذهبی کد مداحی عشقولانه نرم افزار پایگاه اطلاع رسانی شغل در حسابداری حسابداری تحقیقات و پایان نامه ها و.. کلاس روش تحقیق بزهکاری حسابرسی سیستم های کامپیوتری1 حسابرسی سیستم های کامپیوتری2 حسابرسی سیستم های کامپیوتری3 حسابرسی سیستم های کامپیوتری4 دانلود فیلم حسابداری هنرهای نمایشی سینما جام جم ازمون های ازمایشی کارشناسی ارشد انتشارات پارسه+حسابداری پاسخ سوالات اپلود تصویر اپلود عکس کلاس کنکور انلاین ![]() ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
ارشد حسابداری
حسابداری وب سایت اختصاصی حامی برنامه نود استخدام ساخت وبلاگ رایگان فیلترشکن جدید و قوی هدیه قاب کوچک به بازدیدکنندگان سال88 سینمای حرفه ای جهان سینما دانلود فیلم و سریال ابزار وب سینما فردا کلیپ داغ وب سایت شخصی جنیفر انیل فروشگاه اینترنتی سریال های تلویزیونی ایرانی و خارجی سایت شخصی بسازید دیدن این وب ضرر نداره مرجع اسكريپتهاي رايگان ابزار ابزار حرفه ای ابزار وب ساخت سایت شخصی کنکور کارشناسی ارشد ابزار وب http://mnb.pib.ir/107921/ حسابداری حسابداری فروشگاه اینترنتی سازمان سنجش رایگانهای اینترنت کتاب حسابداری مدیریت جستجوی کتاب مقاله انگلیسی حسابداری مدیریت سازمان سنجش پروفایل مدیر وبلاگ پروفایل مدیر وبلاگ ابزار کتابخانه ترازنامه ارسال اس ام اس رایگان3 آرشیو پیوندهای روزانه ![]() |
قاب کوچک ghabekochak
دوستتون دارم گفتگو
Onlycinema.ir -بسيار مايلم بتوانيم در گفت وگويي که به بهانه مجموعه بزنگاه داريم به گونه يي مساله طنز و از جهتي کارهاي مناسبتي را هم تحليل کنيم، اما با اين مقدمه شروع مي کنم؛ وقتي شما از ملودي اسفنديار منفردزاده براي ساخت موسيقي اين مجموعه وام مي گيريد و ما را به ياد صداي «فرهاد مهراد» به خاطر فيلم «گوزن ها» مي بريد مي توان حدس زد که هدف شما از اين مجموعه نه پرداختن به يک طنز ساده و نه نشان دادن ناهنجاري ها و معضل اعتياد به گونه يي دستمالي شده بلکه نوعي ديگر ديدن است .
مثلاً شخصيت اصلي گوزن ها يک معتاد به آخر خط رسيده بود و قهرمان هم شد، همه هم با او حس همذات پنداري داشتند اما هيچ کس اعتياد را تا به حال به اين تلخي به تصوير نکشيده بود. منظور من اين است که لزومي ندارد براي نشان دادن بدي هاي اعتياد، معتاد را يک هيولا جلوه بدهيم. ما در اين فيلم از اعتياد بيزار شديم اما توانستيم يک معتاد را از زباله ذهن مان بيرون بکشيم. من فکر مي کنم وقت اين رسيده که براي آگاه سازي مخاطب نوع ديگر داستان را نيز تجربه کنيم حتي در يک کار طنز مثل بزنگاه. -اما فکر مي کنم يک کارهايي کلاسيک و ماندگار است و نه به زمان خاصي تعلق دارد، نه به مکان خاصي و هميشه مي تواند الگو باشد و اگر غير از اين بود شما به ياد ملودي اين کار نمي افتاديد. مسلم اين است که انتخاب اين ملودي با فکر بوده و مي خواستيم يک حس نوستالژيک را القا کنيم اما هدف اصلي ما اين بود که اين هشدار را بدهيم که از روي ظاهر آدم ها نمي توان در مورد معتاد بودن يا معتاد نبودن آنها قضاوت کرد. خواستگار فريده که هم تحصيلکرده بود و هم ظاهر سالمي داشت معتاد بود. -برخوردي که با قسمت هاي اول بزنگاه شد، نشان مي داد مخاطب به نوع کارهاي قبلي شما عادت کرده بود و به اين نوع طنز که در حقيقت نگاهي آينه يي به زندگي ماست واکنش نشان داد، آيا اين موضوع نگران تان نمي کرد. براي من خيلي مهم بود که حرف تازه يي بزنيم و نوع جديدي از طنز را نشان دهيم حتي اگر به اين واسطه بخشي از مخاطبان را از دست بدهم. -اينکه مي خواهم بگويم نه براي دفاع از بزنگاه يا دال بر اين است که مجموعه هيچ ايرادي ندارد اما موقعيت سريال سازي الان به گونه يي شده که يک کتاب ابتدايي را دست يک نوجوان مي دهيم و وقتي مطالب آن را خوب مي فهمد و مي خواند تشويقش مي کنيم در حالي که زماني اين نوجوان قابل تشويق است که بتواند مطالب هم سطح خودش را درک کند، پايين آوردن درک مخاطب قيمت گزافي براي بالا بردن کميت او يا به بيان ساده تر پرمخاطب کردن يک مجموعه است. من هم قصدم اين بود تا از شرايط خوبي که به واسطه کارهاي قبلي برايم فراهم شده بود استفاده کنم تا بتوانم يک نقد اجتماعي واقعي داشته باشم. چيزي که به شرايط واقعي اجتماع نزديک تر باشد. حتي من خيلي اصرار داشتم، مسائل ديگري هم در رابطه با اعتياد مطرح شود مثل همه گير بودن آن که هنوز نتوانستم خيلي به آن بپردازم. البته بخش مربوط به خواستگار هم تلنگري به همين مورد بود که بسط داده نشد. اما مساله مهم اين است که همه با نظر من و شما موافق نيستند و عموميت جامعه با آن کنار نمي آيند و عقيده دارند يک معتاد يعني يک آدم بد. -اما من بازي شما را در نقش نادر بسيار دوست دارم و فکر مي کنم يکي از بهترين کارها و بازي هاي شما در تلويزيون است. بعضي از وجوه شخصيتي نادر را هم نزديک به شخصيت خود شما مي بينم، اينکه عاطفي و درون گرا است و خيلي هم اصرار ندارد که ديگران در موردش چگونه فکر کنند. من اصلاً نادر را يک آدم بد نمي بينم و درست هم همين است و اطمينان دارم اگر فرصت بود تا در قصه به گذشته او گريزي زده شود و دلايل اعتياد او آناليز شود(که خيلي مناسب يک کار طنز مناسبتي نيست) نکات مثبت شخصيتي او آشکار مي شد. من تا به حال در هيچ کدام از نقش هايي که بازي کرده ام شخصيت مثبت کامل يا منفي کامل نداشتم که در اين کار بيشتر به چشم مي آيد. -واکنش ها موجب نشده تا بخواهيد کار را محافظه کارانه دنبال کنيد. خير، به هيچ وجه از اين نظر تاثيري روي من نداشته اما به هر حال شرايط برنامه سازي در تلويزيون چهارچوب هاي خاص خودش را دارد، اما واقعيتي هم که هست اينکه سليقه خود مخاطب به گونه يي است که دوست دارد يک معتاد متحول شود، ترک کند و ازدواج کند.من خيلي سعي کردم که يک معتاد «تيپيکال» از شخصيت نادر نسازم.-آيا در اين زمينه محدوديت هايي هم داشته ايد، براي مثال اگر قرار باشد با اعداد صفر تا 9 يک عدد بسازيم تا بي نهايت بستر مانور داريم اما وقتي اين اعداد به يک تا 4 محدود مي شود اين بستر تنگ و تنگ تر مي شود. خب اين امر طبيعي است و مختص من هم نمي شود و بقيه را نيز در بر مي گيرد و از طرفي فکر مي کنم به جا و مکان خاصي هم بستگي ندارد و در تمام جوامع يکسري قوانين هست که فيلمساز موظف است آن را رعايت کند که اين قوانين به دليل شرايط مذهبي و فرهنگي ما بيشتر است. من اسم اين را محدوديت نمي گذارم. -(با خنده) من در حين اين گفت وگو دارم دست و پا مي زنم که صحبت هاي بازتري داشته باشيم، از قبل نيز با هم قرار يک مصاحبه متفاوت را گذاشته بوديم اما از هر دري وارد مي شوم بسته است. مي توانم اين را به دليل خستگي شما بگذارم؟ واقعاً خسته ام و احساس مي کنم در اين مدت خيلي پير شده ام مخصوصاً حالا که مي بينم نمي شود خيلي باز بود. (چقدر اين جمله برايم آشناست، عطاران سومين کارگردان طنزي است که مي گويد حس مي کنم پير شدم) -آيا اين خستگي آنقدر هست که تصميم بگيريد عطاي کارگرداني را به لقايش ببخشيد و در آينده صرفاً يک بازيگر شويد؟ (مي خندد) آره، همان بازيگري خوب است. -يک سوال باز، از يک کارگردان که مي خواهد باز باشد. آيا عوامل کار بخصوص بازيگران به شما تحميل مي شود يا اينکه خودتان براي انتخاب کساني که با آنها کار مي کنيد مختاريد. خير، براي من هرگز اين اتفاق نيفتاده اما هميشه از پيشنهادهايي که به سود کار بوده استقبال کرده ام. مثلاً در همين بزنگاه آقاي مهام، آقاي نيکخواه را به من پيشنهاد کردند که در آن لحظه در ذهن من نبود و من از اين پيشنهاد استقبال کردم و از اين انتخاب بسيار راضي هستم. -و در مورد خانم گلچين. من کارهايي که از ايشان ديده بودم، مي دانستم که نوع بازي ايشان بستگي کامل به نوع بازي دارد که از او گرفته مي شود و فيزيک چهره و طرز بيانشان هم به گونه يي است که به من اطمينان مي داد در اين نقش موفق خواهند بود. -بازي همه بازيگران بزنگاه خوب است و کسي هم در اين مورد که شما خيلي خوب مي توانيد از بازيگران، بازي بگيريد حرفي ندارد، اما به رغم اينکه حميد لولايي و علي صادقي بهترين و پرطرفدارترين بازيگران طنز ما هستند آيا وقت آن نرسيده به آنها فرصت داده شود تا تکرار نشوند. مگر يک بازيگر از چند وجه مي تواند از استعداد خود وام بگيرد. من بازي اين آدم ها را دوست دارم و مطمئن هستم آنقدر توانايي دارند که بتوان باز هم از جنبه هاي ديگر بازي آنها استفاده کرد. حتي گاهي خود من به نويسنده پيشنهاد مي دهم فلان شخصيت را طوري طراحي کند که براي بازي اين دو مناسب باشد. منظور من شخصيتي است که در داستان وجود داشته باشد، نه اينکه صرفاً براي حضور آنها شخصيت خاصي را به داستان تحميل کنم. -شما بارها ثابت کرده ايد که مي توانيد از بازيگرهاي جديد و يا بازيگراني که در زمينه طنز فعاليت نداشته اند يا فعاليتشان پررنگ نبوده استفاده کنيد و موفق هم باشيد. آيا فکر نمي کنيد که بايد اين دايره را گسترده کنيم و به ديگران هم فرصت دهيم تا محک بخورند. مثلاً خانم هاي بازيگر بزنگاه که عموماً چهره هاي جديد هستند يا طنز را به تازگي تجربه مي کنند از خانم گلچين گرفته تا نيکي نصيريان کم سن ترين بازيگران سريال و همگي هم موفق هستند و بازي شان مورد استقبال قرار گرفته، اين تجربه نبايد در مورد جوان ها هم فرصت ساز باشد. بله، ما استعدادهاي خوبي داريم و بايد بتوانيم از آنها، اما در جاي مناسب بهره بگيريم. -خود شما چقدر به بزنگاه نسبت به کارهاي ديگرتان علاقه داريد؟ من تفاوت و رک گويي اش را خيلي دوست دارم. -و اگر بخواهيد آن را نقد کنيد. براي رسيدن به هدف گاهي بايد از يکسري چيزها گذشت. مثل همين هدفي که من در بزنگاه مدنظر داشتم و بايد تحمل اين را داشته باشم که ممکن است يکسري مخاطب را از دست بدهم؛ مخاطبي که دوست دارد بخندد. من از بزنگاه خيلي راضي هستم هرچند که نسبت به کارهاي قبلي من مخاطب کمتري داشته باشد.
منبع:اعتماد |+| نوشته شده توسط علیرضا عبدالهی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 22:10
گفتگوی جدید و خواندنی با مهناز افشار /منبع ان روزنامه اعتماد
با اینکه مهناز افشار به عنوان ستاره سینمای تجاری ایران شناخته می شود، اما گزیده کاری او در سال ۸۶ و پاسخ اش به «دعوت» ابراهیم حاتمی کیا نشان از علاقه به تغییر جایگاه او از ستاره صرف بودن به بازیگری تجربه گرا است.
افشار در این سال ها پول سازترین بازیگر زن سینمای ایران بوده و حضورش در فیلم ها، تا حدودی گیشه را گارانتی کرده است. او در چند سال اخیر در کنار حضور در فیلم های تجاری، منتظر تجربه فیلم ها و نقش های متفاوت نیز بوده است و بازی در فیلم هایی مانند سالاد فصل (فریدون جیرانی)، کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی) یا چه کسی امیر را کشت (مهدی کرم پور) نشان از علاقه افشار به نوعی دیگر از سینما نیز دارد. «انعکاس» ساخته رضا کریمی بیستمین فیلم سینمایی کارنامه هنری مهناز افشار است. با اینکه این فیلم هم در زمره آثار بدنه سینمای ایران طبقه بندی می شود، اما اثری خوش ساخت و حرفه یی است که یک مهناز افشار متفاوت دارد. نقش افشار و حتی گریمش در «انعکاس» به هیچ کدام از فیلم های قبلی او شباهتی ندارد. بهتر است فیلم را اول ببینید تا قضاوت راحت تر شود. ● چرا امسال برعکس سال گذشته اینقدر کم کار بودید؟ ● آن موقع هم می خواستید بروید سر کار «کلاغ پر» و کمی طول کشید تا جواب نهایی را بدهید… ● نقش تان در بازنویسی تغییر کر د؟ ● کاراکتر نسیم به نظرتان چه ویژگی یی داشت ؟ ● درباره ویژگی خود کاراکتر نسیم نگفتید. . . ● معصومیت کاراکتر هم خیلی خوب درآمده چون در آغاز فیلم هنوز تماشاگر نمی داند که نسیم خیانت کرده یا نه و این حس معصومیت همراه با شیطنت و دلشوره باید به تماشاگر همزمان منتقل شود. ● گریم چقدر به نوع بازی شما کمک کرده بود؟ چون گریم تان خیلی متفاوت با گذشته است. ● با بقیه بازیگران چقدر راحت بودید؟ ظاهراً تا به حال با آنها کار نکرده بودید؟ ● فیلمنامه اولیه به نظر شما چه نقایصی داشت ؟ ● به نظر شما نقش نسیم در قصه اول چه چیزهایی کم داشت ؟ ● برای درآوردن نقش چقدر آزادی عمل داشتید؟ ● در پروژه های دیگر آزادی عمل بیشتری بهتان می دادند؟ مثلاً سر کار آقای کیمیایی ؟ ● یک ویژگی کار حاتمی کیا دورخوانی های قبل از کار است. چقدر به شما کمک می کند؟ ● «انعکاس» چه جایگاهی در کارنامه بازیگری شما دارد ؟ فکر می کنم بیستمین فیلم تان باشد. ● اولین کارتان سریال «گمشده» بود که ظاهراً الان هم دارد دوباره پخش می شود؟ ● دهه ۷۰ دهه شروع کار و تثبیت شما بود با فیلم های «نگین»، «شور عشق» و «شیرهای جوان». در اوایل دهه ۸۰ به عنوان ستاره کاملاً جا افتادید و فیلم هایتان تا سال ۸۵ فروش خوبی کرد. فکر می کنم از سال ۸۶ کم کم دارید به سمت تجربه های متفاوت پیش می روید. ● چه کسانی؟ از بین سینماگران یا مردم ؟ ● فکر می کنید چرا سایه «شور عشق» هنوز بالای سرتان هست و از بین نمی رود؟ ● البته تنها زرشک سینمای ایران هم نصیب این فیلم شد… ● سکوی پرتاب شما و بهرام رادان با هم بود. بهرام رادان عامدانه رفت به سمت تجربه گرایی و این باعث شد کارنامه قابل اعتنایی داشته باشد و دو سیمرغ هم بگیرد. اما با این وجود او دیگر جایگاه یک استار را در سینمای ایران ندارد. اما شما انتخاب هایتان طوری بوده یا پیشامد این بوده که جایگاهتان را به عنوان استار تثبیت کرده اید. فکر می کنید این عامدانه بوده یا اینکه شرایط شما را پیش برده؟ ● خودتان کدام را بیشتر می پسندید؛ جایگاه یک استار یا یک بازیگر تجربه گرا با نقش های متفاوت؟ ● این ممکن هست ؟ ● فکر می کنید مهناز افشار وقتی می رود در فیلم هایی مثل «چه کسی امیر را کشت» یا «کارگران مشغول کارند» بازی می کند، به خاطر قابلیت های بازیگری اش است یا به خاطر استار بودن او را انتخاب می کنند تا فیلم بیشتر دیده شود؟ ● در این چند سال دو، سه نقش دو بازی کردید که خوب اما خطرناک بود… ● چطور شد که برای «سالاد فصل» انتخاب شدید؟ ● بازی در «چه کسی امیر را کشت» چگونه پیش آمد؟ ● خب اینکه هیچ وقت امکان پذیر نخواهد بود… ● خیلی از بازیگران به خصوص خانم ها به سمت تجربه های دیگری در سینما مانند کارگردانی رفته اند. شما چنین قصدی ندارید؟ منبع: روزنامه اعتماد |+| نوشته شده توسط علیرضا عبدالهی در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 19:31
|